عنوان: توبه گردآورنده: زکیه سبحانی زیر نظر استاد دکتر حسینی شاهرودی چکیده: این مقاله در دو بخش تنظیم شده است، بخش اول توبه در شریعت است و بخش دوم توبه در طریقت. اما بخش اول شامل این مطالب است: مراد از توبه همان رجوع و بازگشت به خدا است. توبه سه مرحله دارد: 1- علم 2- حال 3- عمل. توبه دارای چند شرط است: شخص تائب تصمیم قاطع برترک معصیت بگیرد. اگرحقوقی ازدیگران ضایع کرده باید همه را به صاحبانش بازگرداند و اگر وظایفی از طاعات و عبادات از او فوت شده همه را قضا کند. زمانی توبه پذیرفته می شود که هنوزقدرت برترک معصیت داشته واختیارگناه با خودش باشد آنگاه نادم گردیده، آنچه مخالف با نظر خداوند است ترک کند در این صورت موردپذیرش حضرت حق واقع خواهد شد. قرآن کریم آثار توبه را اینگونه بیان می کند: اصلاح اعمال، اجراء فرمان خداوند، فرونشاندن خشم و... بخش دوم شامل این مطالب است: اولین مقام در سلوک عرفانی، توبه است یعنی اینکه فرد از گناه کردن توبه کرده، هرگونه تعلق دنیوی را ترک کند. ارکان توبه: پشیمانی دردل، عذر بر زبان وبریدن از بدی و بدان است. اما گروهی از صاحبنظران برای توبه پنج رکن شمرده اند:1- ادای فرایض، 2- قضای مافات 3- طلب حلال 4- رد مظالم 5- مجاهدت و مخالفت با نفس. توبه در طریقت با آنچه به عنوان توبه در شریعت آمده یکی نیست؛ زیرا توبه در شریعت بدون هیچ واسطه ای بین بنده و خدا صورت می گیرد و موضوع آن پشیمانی از نافرمانی و بازگشتن به دستور دینی است. ولی در طریقت، توبه به واسطه صورت می گیرد و سالک به دست پیر و مرشد توبه می کند و موضوع آن ترک ماسوی الله است. آن را که از خوف عقوبت توبه کند تائب و آن را که به ارادت نعمت و طلب ثواب انابه ورزد، منیب و آن را که از شرم خدا و برای رعایت فرمان وی اوبه نماید، اواب گویند. کلید واژه: توبه، رجوع و بازگشت، تصمیم، ترک معصیت، سلوک عرفانی، مخالفت با نفس، پیر و مرشد، ترک ما سوی الله ، تائب، منیب، اواب. مقدمه: «یا ایها الذین آمنو توبو الی الله توبة نصوحاً عسی ربکم ان یکفر عنکم یسئاتکم و یدخلکم جنات تجری من تحتها الانهار.» (تحریم آیه ی 7) «ای کسانی که ایمان آورده اید به درگاه خدا توبه نصوح (با خلوص و دوام)کنید باشد که خدا گناهانتان را مستور و محو گرداند و شما را در باغ های بهشتی که زیر درختانش نهرها جاری است داخل کند.» توبه انقلابی است درونی که در نتیجه ی حصول معرفت و بیداری در قلب آدمی پدیدار می شود و روی دل را به سوی درگاه الهی می گرداند، در نتیجه ی این انقلاب درونی، قلب از تیرگی معاصی تصفیه شده و از مرگ معنوی نجات می یابد. بنابراین، توبه آب حیاتی است که سبب احیای دل ها و تطهیر نفوس است، حضرت علی(ع) فرمودند:«التوبة تطهر القلوب و تغسل الذنوب» توبه دل ها را پاک می کند و آثار گناهان را می شوید. وقتی انسان به عواقب گناه و سختی هایی که به دنبال می آورد آگاه شود، از خواب گران غفلت بیدار شده به دنبال علاج درد خود می رود و چون می داند که جز خدا کسی نمی تواند او را از عواقب سخت گناهان پناه دهد، رو به سوی خدا می نهد و درمان درد خویش رااز درگاه رحمت او می طلبد. برای کسی که بیدار شده و به صلاح و فساد خویش آگاه است، کوچک ترین تردیدی باقی نمی ماند که هیچ امری واجب تر، فوری تر و حیاتی تر از توبه و بازگشت به سوی خدا نیست زیرا اگر کسی این قدم اساسی را برندارد، نوبت به قدم های دیگر نمی رسد. از این رو از توبه به « باب الابواب » تعبیر کرده اند. حقیقت توبه: حقیقت توبه آن است که بنده از غیر خدا به خدا باز گردد و به عبارت دیگر توبه بازگشت از بعد خدا به قرب خداست و با تعبیر دیگری توبه بازگشتی از ظلمت به نور است و به تعبیر دیگری توبه بازگشت از معصیت و نافرمانی به اطاعت است. توبه دارای سه جزء است: 1- علم 2- حال 3- عمل مرحله ی علمی آنکه: در حال حاضر وضعش آنچنان است که در شقاوت غوطه ور است و راهی به سعادت ندارد و تفصیل این مرحله ی علمی، آنکه به همه ی علوم نافعه از علم به خدا و فرشتگان و کتب و رسولان در روز رستاخیز احاطه داشته باشد و تا حدود ممکن آگاهی یافته باشد. مرحله ی حال آنکه: در کل وجودش غم وغصه به طور سرشار او را احاطه کرده باشد که گرفتار شقاوت است. اما مرحله ی عمل آنکه: بازگشت کند از آنچه که قبلاً بوده است و با همه ی وجود مصمم باشد که این بازگشت را ادامه دهد البته اگر حقوق الهی را ضایع کرده باید جبران نماید اگر از حرام، گوشتی در بدن رویانده باشد باید آن را آب کند و همان مقدار که بدنش از حرام لذت برده حالا باید طعم ریاضت را به همان مقدار به آن بچشاند. و اگر حقوق مردم را ضایع کرده باید ادا کند و اگر امکان پذیر نباشد لااقل به استغفار و استرضاء اقدام نماید. مرحله ی اول موجب وعلتی برای مرحله ی دوم و مرحله ی دوم مبنای مرحله ی سوم می باشد. از علم و شناخت، حالت غلیان و جوششی برای نفس حاصل می گردد که به سبب از دست دادن محبوب، قلب را به درد می آورد. زیرا که قلب، هرگاه متوجه از دست رفتن محبوب خویش بشود متأثر و نا خوش می گردد و از قلب، در اثر این تألم و تأثر، حالتی دیگر به وجود می آید که اراده نام دارد. اراده باعث می شود که انسان گناهی که وجه زشتی آن نا مشخص است را ترک گوید و در آینده نیز بر ترک سیئاتی که موجب از دست دادن محبوب می گردد مصمم باشد، و اشتباهات گذشته ی خویش را هم جبران نماید، اگر آنها قابل جبرانند. علم و آگاهی سرآغاز و سر لوحه ی همه ی این خیرات است وعبارت است از ایمان و تصدیق به اینکه گناهان، سمومی کشنده می باشند. اگر این ایمان، بر قلب انسان بتابد، سبب بروز پشیمانی نسبت به کرداری که باعث آن پشیمانی شده می گردد. در موارد بسیاری از روایات، لفظ« توبه » به تنهایی بر« پشیمانی » اطلاق گردیده است، که در چنین مواردی، آگاهی و شناخت به عنوان مقدمه و علت و ترک گناه به عنوان نتیجه و معلول آن قلمداد شده است. با توجه به این نکته است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: « پشیمانی توبه است » زیرا که پشیمان، خالی از علمی که موجب ایجاد این پشیمانی و ثمردهنده ی آن است و خالی از اراده و قصدی که تابع و دنباله ی منطقی این پشیمانی است نمی باشد. لزوم تسریع در امر توبه: در لزوم فوریت بخشیدن به توبه شکی نیست، زیرا وجوب رفع زیان گناهان امری فوری است به دلیل اینکه توبه ، توجه به این نکته است که گناهان هلاک کننده می باشند و این آگاهی و علم، از نفس ایمان بوده، واجبی فوری است.علم به زیان گناهان، بدان جهت به عنوان مقدمه ی توبه ذکر شده است که این آگاهی، مقدمه ی ترک گناه می باشد ولی اگر کسی با این آگاهی، گناهان را ترک نگوید فاقد این جزء از ایمان خواهد بود و مراد از گفته ی رسول اکرم( صلی الله علیه وآله وسلم) نیز همین موضوع است. آنجا که فرمودند: « زناکار، به هنگام زنا، اگر ایمان داشته باشد اقدام به زنا نمی نماید.» البته منظور از این سخن این نیست که او به خدا وصفات و کتاب او و پیامبران و ملائکه مومن نیست، بلکه مقصود، نفی ایمان از آن جهت است که زنا سبب دوری از خدا وموجب خشم او می شود؛ همانگونه که اگر پزشک بگوید: « این دارو سم است و به آن دست مزن. » و کسی از آن بخورد، او در حالی از آن سم خورده است که به این گفته ی پزشک اعتقاد نداشته است، نه آنکه به مطلق گفتار پزشکان اعتقاد ندارد. زیرا کسی که سم را بشناسد، به آن دست نمی زند. پس آدمی که از فرمان الهی سرپیچی می کند، ضرورتاً دارای ایمانی ناقص می باشد. ایمان فقط یک باب تنها نیست، بلکه هفتاد و چند باب است که عالی ترین درجه ی آن گواهی دادن به توحید « لااله الاالله » است و پایین ترین حد آن، آزار نکردن مردم می باشد. مثل اینکه کسی بگوید: انسان، یک موجود نیست ( یک عضو ندارد ) بلکه هفتاد و چند موجود است که عالی ترین آن ها، قلب و روح است و کم ترین آنان برطرف نمودن پلیدی های پوست است.ایمان همچون انسان است وفقدان شهادت بر یگانگی خدا،موجب بطلان کامل ایمان می شود به همانگونه که نبود روح در کالبد انسان باعث مرگ می شود. خداوند باب توبه را از فضلش به روی همه کس بازگذاشته و هر زمان که انسان از گناهان منصرف شود خداوند کریم توبه اش را می پذیرد ودر قبول کردن توبه وقت مخصوص وشرط زمانی قرار نداده است اما بعضی از خطاکاران همچنان به عصیان و سرکشی ادامه داده و در توجیه می گویند اکنون که امکان کامجویی و بهره برداری از مادیات و لذایذ دنیوی مهیاست و نیز قدرت بر ارتکاب معاصی دارند از تمتعات، آن سودمند گردیده و استفاده می کنند سپس توبه خواهند کرد ضمن اینکه این اعتقاد از وساوس شیطان است و رهبران دینی این توجیه بی وجه را تسویف دانسته و مسلمین را ارشاد فرمودند. حضرت علی(علیه السلام) در خطبه های نهج البلاغه مکرر انسان ها را به این موضوع « تسویف » راهنمایی کرده اند در خطبه 181 می فرماید: « اکنون ای بندگان خدا تا وقتی که مرگ گلوی شما را نگرفته و روح در بدن است و اراده و اختیار دارید و امکان توبه و بازگشت و هدایت می باشد فرصت را غنیمت شمرده بازگردید و بر شهوات مسلط شوید زیرا مرگ پنهان است. آرزوها فریبتان ندهد، شیطان گولتان نزند و به توبه امیدوار ننماید تا آن را به تأخیر اندازید زیرا او می خواهد ناگاه مرگ شما را دریابد و بدون توبه بمیرید.» و نیز آن حضرت در خطبه ی 63 می فرمایند: « والشیطان موکل به یزین له المعصیة لیرکبها و یمنیه التوبة لیسوفها » شیطان با انسان همراه و معصیت و نا فرمانی را برای او زینت می دهد تا مرتکب آن شود و او را به توبه امیدوار می نماید تا آن را به تأخیر اندازد. مرگ آنچنان سخت است که نیکان و عارفان از پیشامدهای هولناک و مقدمات وحشتناک آن-که در برابرش جز گروه اندکی ثبات و استواری ندارند- کالبد تهی کرده اند. پس پیش از آنکه زهر گناهان به ریشه و اصل ایمان صدماتی وارد آورد و علاج شما از عهده ی طبیبان نیز خارج گردد و دیگر خودداری و پرهیز نیز سودی نبخشد، به سوی توبه بشتابید؛ که بعد از آن، اندرز ناصحان ووعظ واعظان سودی نخواهد داشت و در چنین موقعیتی از هلاک شدگان خواهید بود. لزوم توبه و استغفار همگانی : توبه بر همگان و در تمام حالات قطعاً واجب است و هیچ کس از آن جدا و بی نیاز نیست. خدای متعال می فرماید: « همگی به سوی پروردگار توبه نمائید. » (سوره ی نور آیه 31) زیرا هیچ انسانی از گناه اعضاء و جوارح مصون نمی باشد؛ و اگر انسان در بعضی از اوقات، از گناه جوارح فارغ شد از کوشش قلب برای اقدام به گناه فارغ نخواهد بود؛ و اگر خود را از این حد نیز برهاند، از وسوسه ی شیطان که او را به خیال ها و خاطره هایی می کشاند که سبب دوری وی از ذکر خدا می شود، رها نخواهد گشت؛ و اگر از این حد نیز بالاتر رود، از غفلت و کوتاهی در شناخت و معرفت خدا و اسماء و صفات و آثار او، متناسب با طاقت و توانایی خویش فارغ نمی باشد. تمامی این مراتب که ذکر شد، بیانگر کوتاهی انسان است، و لازم است که انسان از این کوتاهی و نقص و لوازم آن بازگردد وخود را به خلاف آن ها مشغول بدارد. مراد از توبه نیز همان رجوع و بازگشت است. از آن جهت که آدمی را از یکی از نواقص و سستی های فوق الذکر، به دور نمی توان تصور نمود، و تمامی انسان ها از یکی از نقایص فوق- در مقادیر مختلف- برخوردارند، پس توبه و انابه بر تمامی آن ها لازم و ضروری است. با این تفاوت که غفلت انبیاء و اولیاء، همانند گناه و غفلت ما نیست. غفلت آنان، ترک دوام و استمرار ذکر و سرگرم شدن به اعمال مباح است که سبب محرومیت آن ها از زیادی اجر و پاداش می شود. برای توبه و بازگشت از گناهان و شهوات، ترک آن معاصی در آینده کافی نیست؛ بلکه لازم است که انسان، آثار باقی مانده ی آن گناهان بر قلب را نیز با نور عبادت و طاعات شسته و پاک نماید. و لازم است که عمل نیکو و صالحی را که انسان برای زدودن گناه انجام می دهد، متناسب با آن گناه باشد. مثلاً برای زدودن آثار استماع موسیقی و لهو و لعب، به استماع قرآن بپردازد و در مجالسی که در آن، ذکر خداوند و رسولان و اوصیاء می شود شرکت جوید. و نیز لازم است که توجه به خطاکاری و ندامت و پشیمانی از آن، در فاصله ی نزدیکی از ارتکاب گناه باشد. شرایط توبه کامل: در توبه شرط است که شخص تائب تصمیم قاطع بر ترک معصیت بگیرد و اگر هم احیاناً در آینده به جهت طغیان نفس دوباره به انجام همان گناه مبادرت ورزید، باز بلافاصله توبه کند و عزم بر ترک آن کند. اما اگر با وجود مداومت بر معصیت استغفار کند و دست از گناه بر ندارد، استغفار او پذیرفته نیست. از طرف دیگر، گر چه توبه و استغفار پاک کننده ی انسان از معاصی است اما حقوق تضعییع شده را جبران نمی کند. بنابراین اگر شخص، حقوقی را از دیگران ضایع کرده باید همه را به صاحبانش برگرداند و در هر حال رضایت آن ها را جلب کند و اگر وظایفی از طاعات و عبادات از او فوت شده همه را قضا کند. از این رو شخص تائب باید گذشته ی خود را دقیقاً مورد مطالعه و دقت قرار دهد. اگر چیزی از حق النفس بر عهده ی او است، با سعی در عبادات و مجاهدات، آن را جبران کند، تا ظلمت حاصل از گناهان با نور طاعت و مجاهدت از بین رفته و آیینه ی دل صیقل و جلای خود را باز یابد و اگر چیزی از حق الله بر عهده دارد، از قبیل: نماز و روزه و امثال آن، اقدام به قضای آن کند.و اگر از باب حق الناس حقوقی بر عهده دارد، آن ها را دقیقاً یادداشت کرده و به ادای آن ها بپردازد. مثلاً اگر مالی از کسی به ناحق تصرف کرده برگرداند، اگر غیبت کسی را کرده از او حلیّت بخواهد و اگر حلیّت خواستن مفسده ای به دنبال دارد در حق او احساس کند و او را از دعای خیر فراموش نکند و... از سخنان امام محمّد باقر(علیه السلام) است که: «تا حق هرصاحب حقی را ادا نکنی،توبه صورت نگرفته است.» از اینجا می توان به حساسیت مسأله ی « حق الناس » پی برد. چه بسا انسان حقوق مادی و به خصوص معنوی کسانی را ضایع کند که هنگام توبه امکان جبران آنها وجود نداشته باشد. مثلاً: کسانی را از راه حق بازدارد، به ترویج بدعتی کمک کند، عمر کسانی را تلف کند و... که در این موارد، غالباً جبران و تدارک مافات امکان پذیر نیست بلکه آثار این معاصی بعد از مرگ نیز تا مدتهای مدید، و حتی در مواردی تا قیام قیامت، متوجه شخص می شود. از این رو گفته اند: « خوشا به حال آنکه بمیرد و گناهان وی نیز با او بمیرد. » گویند یکی از علمای بنی اسرائیل توبه کرد، وحی آمد به رسول روزگار که وی را بگوی: « اگر گناه میان من و تو بود آن را بیامرزیدم اکنون گیرم که تو خود توبه کردی، آن قوم را که از راه ببردی و چنان ماندند، چه کنی؟ »از اینجا می توان به حساسیت وظایف کسانی که به نحوی مورد توجه و اقتدای دیگران هستند از قبیل والدین و معلم و مربی و مقامات مذهبی و غیره، پی برد. بعد از آنکه شخص شرایط توبه را به جای آورد و آنچه بر عهده ی او باقی مانده ادا کرد، باید امیدوار به قبولی توبه ی خود باشد، و اگر تردیدی دارد، از بابت بجای آوردن شرایط توبه باشد و گرنه سوءظن به خدا جایز نیست، لذا باید هر چه می تواند در به جای آوردن شرایط توبه ی صحیح بکوشد تا مشمول غفران الهی شود. زمان پذیرش توبه: در کتاب « احیاء العلوم » آمده است: « بدان که اگر معنی قبول را بدانی شک نخواهی نمود که هر توبه ای که درست باشد، پذیرفته می شود. پس آنان که با بصیرت می نگرند و از نور قرآن یاری می جویند، در یافته اند که هر قلبی که تسلیم باشد مورد پذیرش خداوند است، و در آخرت در جوار پروردگار، بهره مند از نعمات خداوندی خواهد بود، و توانایی و شایستگی آن را دارد که با چشمان جاودانه ی خویش، بر وجه الله نظر افکند. آنان ( اهل بصیرت ) می دانند که قلب، سالم و پاکیزه خلق گردیده و هر مولودی بر فطرت الهی متولد می گردد و علت ازدست دادن سلامت و پاکی دل، کدورت و آلودگی گناه است که صورت و منظر انسان را از غبار و ظلمت تیره و تار می سازد و نیز آنان دریافته اند که آتش پشیمانی و توبه غبارها و کدورت ها را می سوزاند و پاک می گرداند و نور حسنات و اعمال صالح، ظلمت گناه را از منظر قلب پاک می سازد و ظلمت گناهان در برابر نور حسنات ونیکی ها، توان مقاومت ندارند همچنانکه ظلمت شب را در برابر روشنایی روز تاب مقاومت نیست. بلکه به همانگونه که آلودگی در مقابل قدرت پاک کنندگی صابون تاب و مقاومت ندارد، و به همان جهت که پادشاه از پوشیدن لباس آلوده و چرک امتناع می ورزد، خداوند نیز قلب تیره را در جوار قرب خویش جای نمی دهد. و به همان دلیل که پوشیدن لباس پاکیزه در کارهای آلوده و پست، آنرا کثیف می کند و شستن لباس با آب گرم و صابون، آنرا تمیز و پاک می گرداند، به کار گرفتن قلب در شهوات و لذایذ زندگی نیز قلب را آلوده می سازد و آب دیدگان و آتش پشیمانی آنرا پاکیزه نموده، تطهیر و تزکیه می نماید. و این قلب بی آلایش و پاکیزه است که مورد قبول خداوند واقع می شود. » و نیز در شرایط و زمانی توبه پذیرفته می شود که هنوز قدرت بر ارتکاب معصیت داشته باشد و اختیار و اراده گناه با خودش باشد آنگاه نادم گردیده آنچه مخالف با نظر پروردگار است ترک کند در این صورت اگر توبه کرد مورد پذیرش حضرت حق واقع خواهد شد گرچه نزدیک ارتحال به ابدیت باشد. و اگر قوای قهریه و اجبار و اکراه انسان را مجبور به انصراف از کج رویها کند و یا قدرت و حالی بر انجام گناه نداشت و یا آثار حتمی مرگ مانند: احتضار و غیر آن را مشاهده کرد توبه و بازگشت به سوی ایمان و پروردگار فایده ای نداشته و اثری بر آن بار نمی گردد کما اینکه توبه فرعون در آخرین لحظه، آنگاه که آثار و علائم مرگ را دید که غرق می شود پذیرفته نگردید. مراحل توبه: اول: ندامت و پشیمانی: انسانی که متوجه غفلت و اشتباه خویش گردیده و از انجام معصیت پشیمان است و تصمیم بر ترک گناه می کند حقیقت توبه است. بنابراین علامت توبه حسرت و ناراحتی نفس است و تا زمانی که سوز و اندوه و خوف از عذاب الهی بر جان کسی نیفتد و آتش حسرت و پشیمانی در قلبش شعله ور نشود توبه کامل حاصل نشده است آن وقت است که خداوند توبه چنین فردی را می پذیرد و آنها را از آلودگی ها پاک می گرداند. خداوند در قرآن می فرماید: « وانی لغفار لمن تاب و امن عمل صالحاً ثم اهتدی » ( سوره طه آیه 82 ) من کسانی را که توبه می کنند و ایمان می آورند و عمل صالح انجام می دهند، که پس از آن هدایت می شوند می آمرزم. از این آیه استفاده می شود که توبه و ایمان به خداوند و عمل صالح موجب تزکیه نفس و هدایت شده و سعادت انسان را در پی خواهد داشت. « ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین » ( بقره آیه 222 ). خدا توبه کاران وپاکیزه شوندگان را دوست دارد. دوم: حرکت گناهکار به سوی خداوند: توبه در این مرحله بازگشت به سوی حق است و به اتفاق جمیع فقها و به حکم عقل واجب می باشد. روح انسان گناهکار بر اثر گناه و معصیت و نافرمانی از خداوند تیره و سیاه و تاریک می شود لذا حرکت به سوی معبود موجب بر طرف شدن این سیاهی ها و تاریکی ها می گردد و دل صیقل داده شده و نور در آن تابش می یابد. توبه و استغفار جان و دل را شستشو می دهد و روح و نفس را آماده برای پذیرش نور الهی می گرداند. سوم: حرکت خداوند به سوی انسان: اگر انسان از روی حقیقت توبه نماید و متوجه تخلف از دستورات خداوند گردد و به سوی خداوند توبه کند خداوند توبه ی او را می پذیرد. خداوند رحیم و مهربان از آن جا که نسبت به بندگان پشیمان شده لطف فراوان دارد برای تشویق انسان به ترک گناه و یا توبه ی مجدد محبت می نماید و به جای گناهان انسان تائب، حسنات ثبت می نماید. چنانکه قرآن کریم می فرماید: « ببدل الله سیئاتهم حسنات و کان الله غفوراً رحیما » (فرقان آیه 70) خداوند بعد از توبه و بازگشت، تمامی سیئات و بدیهای شما را به حسنات و خوبیها تبدیل می کند و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است. انسان پس از گذراندن مراحل توبه در خود احساس سبکی عجیبی می کند مثل اینکه بار سنگینی را بر دوش می کشیده است که آن را از دوش او برداشته اند و دیگر اینکه شوق انسان به کمالات و معنویات بیشتر می گردد و دائماً در جستجوی لذت معنوی است.
شاهرودی مباحث مربوط به تدریس اینجانب مانند سرفصل ها، عناوین پژوهشهای مربوط به درس، پژوهشهای دانشجویان در زمینه های فلسفه و عرفان و سایر دروس رشته فلسفه و حکمت اسلامی به منظور استفاده دانشجویان علاقمند ارائه خواهد شد